جیزین قولی
نمی دانم در جهان چه جایگاهی دارم، اما فکر می کنم که
بسان پسر بچه ای کوچک هستم که در کنار ساحلی بازی می کند و به این سو و آن سو می
رود و در این میان سنگریزه ای صافتر یا صدفی زیباتر از حد کعمولی پیدا می کند ،
اما همچنان اقیانوس بزرگی از حقایق کشف نشده در پیش روی او قرار دارد. ایزاک نیوتن 1717
می خورد بر بام خانه.
یادم آرد کربلا را
دشت پر شور و بلا را.
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه
و اندرین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله,دلشکسته,پای خسته,
باز باران...قطره قطره,
می چکد از چوب محمل...
آه باران,کی بباری بر تن عطشان یاران,
تر کنند از آن گلو را
آه باران..
آه باران..!
خوب و بدشان را با معیار معرفت میسنجم. دنبال خوب نمیگردم.
آدم خوب یعنی آدم با شعور و آگاه.
با چنین آدمی، هم در خیابانهای نیویورک برخوردهام، و هم در کوچههای کاشان ... "
سهراب سپهری
| Design By : Night Melody |
