جیزین قولی
انسانها را به چهار دسته تقسيم ميشوند: ۱. آناني كه وقتي هستند، هستند و وقتي كه نيستند، نيستند. ۲. آناني كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، نيستند. ۳. آناني كه وقتي هستند، هستند و وقتي كه نيستند، هستند. ۴. آناني كه وقتي هستند نيستند و وقتي كه نيستند هستند.
حضورشان مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد انسانی آنهاست كه قابل فهم ميشوند. بنابراين، تنها هويت جسمي دارند.
مردگاني متحرك در جهان كه هويّتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بيشخصيتاند و بياعتبار. هرگز به چشم نميآيند. مرده و زندهشان يكي است.
آدمهاي معتبر و با شخصيت. كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تأثيرشان را ميگذارند. كساني كه هماره به خاطر ما ميمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
شگفتانگيزترين آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي كه از پيش ما ميروند، نرم نرم آهسته آهسته درك ميكنيم، بازميشناسيم و ميفهميم كه آنان چه بودند، چه ميگفتند و چه ميخواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم. هزار حرف داريم برايشان، اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود، سكوت ميكنيم و غرقه در حضور آنان مست ميشويم و درست در زماني كه ميروند يادمان ميآيد كه چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. راستي ما از كدام دستهايم؟
| Design By : Night Melody |
