جیزین قولی

«جشن شب يلدا»

صحبت حكام ظلمت شب يلداست

نور ز خورشيد جوي بو كه برآيد

«حافظ»

جشن يلدا يا جشن مهري‌ها كه در ميان مردم كشور ما به‌عنوان جشن شب چله براي همه شناخته شده است در آخرين روز آذر و در شب اولين روز دي‌ماه برگزار مي‌شود. مردم در اين شب دور هم جمع مي‌شوند، قصه مي‌گويند، نقالي مي‌كنند فال حافظ مي‌گيرند، انار و هندوانه و انگور و بِهْ در سفره مي‌گذارند و بيشتر در ميان خانواده‌ها به يك شب‌نشيني مانند است؛ اما اگر بخواهيم به فلسفه‌ی اين جشن و دليل پيدايي آن بپردازيم ناگزير بايد دست به دامن تاريخ و‌ افسانه‌ها بزنيم. شب يلدا يا يلدا را شاعران ايراني به‌عنوان بلندترين شبِ سال دانسته‌اند (چنان كه هست)، و از سياهي و تيرگي و بلندي اين شب سخن گفته‌اند. دو ويژگي اين شب را مي‌شود در شعر شاعران ديد يكي درازاي آن، انگار شبي است كه سحر ندارد و ديگر تيرگي و ظلمت اين شب. شگفت‌آور نيست كه خواجه‌ی بزرگ شیراز حافظ، هم‌صحبتي با حاكمان را به ظلمت شب يلدا مانند مي‌كند.

من براي اينكه درباره‌ی فلسفه‌ی اين جشن فتح بابي كرده باشم نخست به نقل بخشي از مقاله‌ي «محمود نوايي» مي‌پردازم كه در مجله‌ی زيبايي و زندگي در شماره‌ی فروردين ماه 1352 به چاپ رسيده است:

اكنون كه سخن بدين جا كشيد وظيفه‌ی خود مي‌دانم كه به جشن ديگر ايرانيان باستان يعني مهرپرستان نيز بر اثر تداعي و معاني اشاراتي كنم كه به‌صورت جشن شب يلدا هنوز هم از سنت‌هاي ايرانيان مسلمان است. [درست] خاطرم نيست [انگار] روز آخر آذرماه سال گذشته [بود که] راديو با يكي از دانشمندان مصاحبه‌اي درباره‌ی منشأ و ريشه‌ی اين جشن داشت و نمي‌دانم آن دانشمند محترم بر پايه‌ی كدام سند تاريخي اظهار عقيده فرمودند كه ريشه‌ی كلمه‌ی يلدا از ميلاد است و حتي آيين شب يلدا نيز اقتباسی از كريسمس يا عيد نوئل (تولد عيسي) است! آنكه حقيقت است عكس اين است.

1) تاريخ تولد حضرت عيسي (ع) دقيقاً معلوم نيست زيرا اروپايي‌ها آن‌را در اوايل آبان‌ماه و سپس در اوايل آذرماه و اكنون در اوايل دي‌ماه جشن مي‌گيرند؛ پنجم دي‌ماه مقارن با 25 دسامبر براي كاتوليك‌ها [جشن است] در صورتي كه مسيحيان ارتدكس از جمله ارامنه‌ی ايراني آن را ششم ژانويه يعني دوازده روز بعد برگزار مي‌كنند.

2) اين جشن نوعي خداحافظي با آفتاب است كه درخت هميشه سبز كاج از مظاهر آن است و آن گوي‌هاي رنگارنگ كه حاكي از طيف‌هاي مختلف خوشيدند و هيچ‌گونه ارتباطي با تولد عيسي ندارند مظهر ديگر آن به شمار مي‌آيند. به هر حال مهرپرستان كه هم اكنون در اسپانيا وجود دارند درست همين مراسم را برپا مي‌كنند.

3) واژه‌ی عربي شده‌ی يلدا نه تنها مأخوذ از كلمه‌ی عربي ميلاد نيست بلكه از واژه‌ی فارسي «ياد آ» يعني يادآوري گرفته شده است و معرب گرديده به صورت يلدا درآمده است.

(نوايي، محمود، مجله‌ی زيبايي و زندگي، ص 23)

 

در برهان قاطع آمده است كه:

يلدا بر وزن فردا، شب اول زمستان و شب آخر پاييز است كه اول جدي (دي) و آخر قوس (آذر) باشد و آن درازترين شب‌هاست در تمام سال و در آن شب یا نزديك به آن شب آفتاب به برج (جدي) تحويل مي‌كند و گویند آن شب به غايت نحس و نامبارك می‌باشد و بعضي گفته‌اند شب يلدا يازدهم جدي (دي‌ماه) است و نام يكي از ملازمان عيسي عليه‌السلام هم بوده است. (خلف تبریزی، 737)

 

برخي واژه‌ی يلدا را سرياني مي‌دانند؛ اين واژه چه سرياني باشد چه عربي شده‌ی يادآي آغاز زمستان است؛ سرد است و سياه و دراز، شب قصه، خاطره، فال و همدردي، شب آشنايي است براي همه.

جشن شب يلدا

در ميان جشن‌هاي سالانه‌ی كهن ايراني، يلدا تنها جشني است كه در شب برگزار مي‌شود؛ از ويژگي‌ ديگر اين جشن آن است كه اين جشن تنها جشني است كه در دوره‌ي تاريخي معين متولد شده است زيرا اين جشن را ما از زمان اشكانيان به اين طرف داريم و اگر چه برخي آن را جشن مهري‌ها مي‌دانند اما با جشن مهرگان كه از دل كهن‌ترين اسطوره‌ها بيرون آمده است هيچ‌گونه همانندي و پيوستگي ندارد.

 

شب يلدا، شب تولد است اما تولد چه كسي؟

یلدا نه شب تولد خورشيد است چرا كه خورشيد را كسي نمي‌داند كي و چگونه پديد آمده است، نه تولد مهر (ايزد آفتاب)؛ در نگاهي گذرا چنين مي‌نماياند كه مردم از كوتاه شدن روزها و سياهي و درازي شب‌ها دچار ناراحتي مي‌شده‌اند، با خود مي‌انديشند كه اگر در هر شب و روزي روزها كوتاه‌تر و شب‌ها درازتر شود فاجعه‌ای خواهد شد، آشوب مي‌شود، نظم جهان به‌هم مي‌خورد و مرگ به سراغ همه خواهد آمد؛ مردم نمي‌توانستند بي‌گرماي خورشيد به زندگي خود ادامه دهند اما پس از گذراندن شبي دراز و تاريك دريافتند كه پايان شب سيه سپيد است و خورشيد نمرده است و مي‌تواند بتابد و باز ديدند كه روزها درازتر مي‌شوند و شب‌ها كوتاه‌تر. در گذشت سال‌ها دريافتند كه شب و روزها بلند و كوتاه مي‌شوند و در اين كار نظمي است و اين شد تاريخ.

«يادآي» يادآوري اين شب است، آنها به اين نتيجه رسيدند كه اين شب دراز هم ماندني نيست اين بود كه اين شب را با گفتن قصه‌ها و شادي كوتاه كردند و به سپيده رساندند و چون از آغاز روز دي، روزها بلندتر شدند بخشي از روز از ماه دي (دين) آغاز تاريخ شد و اين شب شد آغاز جشن زمستاني. ما تأثير اين دريافت تجربي را براي مردمان نخستين، هنوز هم مي‌توانيم در شهرهاي ايران به گونه‌اي مشاهده كنيم چنانكه مردم دماوند تا آنجا كه من به ياد دارم، پيش از اين كه وسايل گرمازای امروزي به‌وجود آيد از اجاق و كرسي استفاده مي‌كردند. مردم دماوند در شب چله با گذاشتن كرسي به پيشواز زمستان مي‌رفتند، داستان‌ها دور كرسي گفته مي‌شد، با گفتن داستان‌ها و فال گرفتن‌ها جشن يلدا آغاز مي‌شد؛ در اين شب بود كه مردم مي‌آموختند اجاق خانه را روشن نگه دارند، منقل آتش شعله‌ور باشد، چراغ خانه روشن باشد تا «مهر» و گرما به زندگي بتابد اما اين كه اين شب، شب تولد كسي باشد بايد به تاريخ آفرينش دين‌هاي ايراني مراجعه كرد.

برگرفته از کتاب جشنهای کهن ایرانی نوشته سعید وزیری ، صفحات 100 تا 104

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۳۰ساعت 16:37 توسط جیزین قولی| |

اگرچه ما در جهاني با سه بُعد مكاني طول، عرض و ارتفاع زندگي مي‌كنيم اما آيا اين لزوماً به اين معناست كه كل هستي هم صرفاً داراي سه بُعد مكاني است و ابعاد بالاتري ندارد؟ خير چنين نيست. در واقع بر اساس مهم ترین نظریات مطرح در فیزیک امروز، کائنات دارای ابعاد ناشناخته و بالاتر متعدد دیگری غیر از 3 بُعد مکانی جهان ما است. به عنوان مثال بر مبنای نظریه اَبَرریسمان (1) و خصوصاً نسخه تعمیم یافته آن یعنی نظریه اِم (2)، هستی بجای 3 بُعد مکانی دارای 10 بُعد مکانی است!
وجود این ابعاد بالاتر هستی می تواند بسیاری از معماهای لاینحل مطرح در فیزیک امروز نظیر معمای وجود جهان های موازی، مسأله وحدت نیروهای بنیادین جهان، معضل انرژی تاریک، ماده تاریک و ... را حل کند.
البته ذهن محدود بشر قادر نیست این ابعاد بالاتر را مستقیماً تجسم کند و بنابراین چاره ای نداریم جز آنکه این ابعاد بالاتر را بر روی سه بُعد تصویر کنیم تا برای ما قابل تجسم شود (به عبارتی با این کار بجای مشاهده یک شکل چند بُعدی مجبوریم به دیدن تصویر سه بُعدی آن اکتفا کنیم).
به عنوان مثال در این فیلم کوتاه، تصویر سه بُعدی یک اَبَرمکعب 4 بُعدی در حال چرخش را می بینید. البته همانطور که بیان شد متأسفانه ذهن بشر نمی تواند خود اَبَرمکعب را تصور کند و ما ناچاریم به دیدن تصویر سه بُعدی در حال چرخش آن بسنده کنیم.
آری، به راستی که ابعاد بالاتر کائنات، پُر از اسرار و شگفتی هاست. اما آیا بشر با ذهن محدود خود می تواند تمامی اسرار کائنات را درک کند؟

*******
پی نوشت:
1- Superstring Theory
2- M Theory

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۵ساعت 22:52 توسط جیزین قولی| |

Design By : Night Melody