جیزین قولی
ای عشق همه بهانه از توست آن بانگ بـلنـد صبـحگـاهـی مـن انـده خویـش را نـدانـم ای آتـش جـان پـاکـبـازان افسون شدهی تو را زبان نیست کـشتـی مـرا چه بـیـم دریا گر باده دهی و گرنه غم نیست می را چه اثر به پیش چشمت؟ پیش تو چه توسنی کند عقل ؟ من می گذرم خموش و گمنام چون سایه مرا ز خاک برگیر
من خامشم این ترانه از توست
وین زمزمه ی شبانه از توست
این گریه ی بی بهانه از توست
در خرمن من زبانه از توست
ور هست همه فسانه از توست
طوفان ز تو و کرانه از توست
مست از تو ، شرابخانه از توست
کاین مستی شادمانه از توست
رام است که تازیانه از توست
آوازه ی جـاودانـه از توسـت
کاینجا سر و آستانه از توست
هوشنگ ابتهاج نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۵/۰۷ساعت
16:29 توسط جیزین قولی| |
| Design By : Night Melody |
